الشيخ رسول جعفريان وديگران
143
نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)
بدون وارد آوردن خدشهاى بر ساختار اصلى پيام ، نقل مىكند و از بقيه روايات چشم مىپوشد و به اين ترتيب ، خلاصهگزارش واقدى را با اختصار تمام روايت مىكند . گروهى را نظر بر اين است كه او داستان اساسى را با اضافاتى كه خود جمع كرده ، قطع نمىكند ، بلكه اين مطالب اضافى را همه جا در پايان داستان اصلى قرار مىدهد . « 1 » روايات ابن سعد در حقيقت يكدست و مرتب شده است ؛ به عنوان مثال ، به هنگام پرداختن به حضور فرشتگان در بدر ، تمامى مطلب را يك جا مىآورد ، در حالى كه در نوشته واقدى اين مسأله در بندهاى زيادى آمده است . روى هم رفته مىتوان ادعا كرد كه كار ابن سعد در اين قسمت ، قرائت و تركيب روايات واقدى بوده كه سبب شده روايت شكل منسجمترى بيابد و مطالب با يكديگر همخوانى داشته باشد . از سوى ديگر ، روايت بدون اين كه از چارچوب كلى خارج شود يا به اصل آن ضربه وارد گردد ، كوتاهتر شده است ، به همين سبب ، در قسمت روايات مربوط به پيامبر ( ص ) در غزوات و سرايا نوشتههاى ابن سعد بسيار مدون و منظم و خلاصه است . با وجود مطالب فوق ، روايات ابن سعد گاه حاوى مسائلى است كه در نوشتههاى واقدى ديده نمىشود ؛ مانند روايتى كه پايان آن دربارهء دادن كنيه « ابو تراب » به على بن ابى طالب ( ع ) از جانب پيامبر ( ص ) است . با اين كه واقدى فردى است جزئى نگر ، ليكن اين روايت در مغازى وى ديده نمىشود . « 2 » در مواردى نيز ابن سعد را مىتوان تكميل كنندهء روايات واقدى دانست ، به ويژه در مورد افرادى كه پيامبر آنها را به عنوان جانشين خود تعيين مىكرد يا پرچمدارى در نبردها را به آنها مىسپرد . ( 33 ) اطلاعات فوق به صورت مستقل در نوشته ابن سعد ، ذيل هر واقعهاى گنجانده شده است ، در حالى كه واقدى به شيوهء نگارش خاص خود ، آنها را يك جا و در اول بحث خود آورده است . موارد فوق حكايت از آن دارد كه ابن سعد به منابعى ، بيش از مواد جمع آورى شدهء استادش دسترسى داشته است . ابن سعد در مقام قضاوت ، نظريات و ملاحظات شخصى خود را به وضوح ذكر نكرده است ؛ گرچه در مواردى مىتوان از ديدگاه او در روايت خاصى سراغ گرفت . ( 34 )
--> ( 1 ) . حاطوم ، نور الدين ، المدخل الى التاريخ ، ص 240 . ( 2 ) . طبقات ، ص 108 .